تبليغاتX
گوهر عشق

گوهر عشق

تولدي ديگر - رنگ خدا

عيدتون مبارك

فقط يه لحظه اومدم اينجا  به همه دوستان خيلي خيلي خوبم بگم

عيدتون مبارك


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 11:37  توسط   | 

سرم خيلي شلوغه

اما اينجا يه سر بزنيد

http://www.raha_far.niniweblog.com


+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 16:22  توسط   | 

برقص - بخند - بخوان - زندگي كن

تا حالا عادت داشتيد اشياء بي مصرف رو انبار کنيد؟ و فکر کنيد يه روزي – کي ميدونه چه وقت – شايد به دردتون بخوره؟

تا حالا شده که لباسهاتون، کفشهاتون، لوازم منزل و آشپزخونتون و چيزاي ديگه رو که حتي يکبار هم از اونا استفاده نکردين، انبار کنيد؟

درون خودت چي؟ تا حالا شده که خاطره ي سرزنش ها، خشم ها، ترس ها و چيزاي ديگه رو به خاطر بسپاري؟

پس فهميدي چي ميخوام بگم ، هدفم چيه


بايد جا باز کني ... ، يه فضاي خالي تا اجازه بده چيزاي تازه به زندگيت وارد بشه.

بايد خودتو از شر چيزاي بي مصرفي که در تو و زندگيت هستن خلاص کني تا خوشي به زندگيت وارد بشه.

وقتي انبار مي کنيم، احتمال خواستن رو تصور مي کنيم ، احتمال تنگدستي رو ....

فکر مي کنيم که فردا شايد لازم بشن و نمي تونيم دوباره اونا رو فراهم کنيم ...

با اين فکر تو دو تا پيغام به مغزت و زندگيت مي فرستي :

که به فردا اعتماد نداري ...

و اينکه تو شايسته چيزاي خوب و تازه نيستي

به همين دليل با انبار کردن چيزاي بي مصرف خودتو سر پا نگه مي داري


مي دونم سخته  اما چند تا كار بهت ميگم  پشيمون نميشي

برقص 

چنانکه گويي کسي تو را نمي بيند

بخند
چنانکه گويي هرگز آزرده نشده اي

بخوان

چنانکه گويي کسي تو را نمي شنود

زندگي کن

چنانکه گويي بهشت روي زمين است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 17:5  توسط   | 

اموزش مجازي

چندي بود دلم ميخواست دوباره برم كلاس و دو باره رنگ كلاس و درس و مدرسه و كتاب و اينا   رو بخودم بگيرم . دنبال يه سري دوره ها و سمينارهايي ميگشتم تا بتونم اين قدرت درسخونيم رو مهار كنم ( اي ول به خودم (

تو همين افكار بودم كه يه ايميل بهم رسيد كه يه دوره مديريت اجرايي با گرايشهاي مختلف بصورت انلاين و غيرحضوري ميخواد برگزار بشه و فقط چند روز ديگه بيشتر وقت نداره كه ثبت نام  تموم بشه و دوره ها از اول دي شروع ميشه

رفتم به سايتشون سركي كشيدم و ديدم تموم دوره ها بصورت آنلاين  و كاملا مجازي برگزار ميشه

ياد دوره هاي خودم افتادم يادمه تو دانشكده داروسازي كه بودم  سالهاي 79 تا 82 . خيلي از دانشجويان دلشون نميخواست سر كلاس باشند حالا به بهانه هايي كه الان هم هست و التماس ميكردند كه

" ميشه ما سر كلاس نيايم و فقط جزوه و كتابهاتونو بخونيم "  (روش جديد درس خوندن  (

" بخدا اين درس با درس ديگمون تداخل داره  و نميتونيم سر كلاس شما بيايم  " ( خوب دختر خوب اين درسو نگير (

برا هزينه هاي دانشگاه بايد كار كنيم و نميتونيم بيايم سر كلاس "(  اينو بعضي هاشون راست ميگفتن (

ما خودمون اينا رو بلديم حوصلمون سر كلاس سر ميره "( يه بهونه برا خوابيدن پسرا سر كلاسها و اخرش همشون التماس نمره دارن  (

بفكرم رسيد براي جذب اينگونه بچه ها يه  كلاس خاص بزارم و كلي فسفر سوزوندم و اينجوري بود كه اولين كلاس دانشگاهي مجازي رو تو اون دانشگاه راه انداختم اونم برا ي درس آموزش اينترنت

خوب اون موقع اينترنت پرسرعت و اينا كه نبود يه خط دايال اپ ساده كه اونم مرتب قطع ميشد . ساعت كلاس روزهاي دوشنبه ساعت 11 شب و جمعه 2 بعدازظهر تعيين كردم و محيط كلاس هم يه روم اختصاصي  تو ياهوو مسنجر

ساعت كلاس و محيط اموزش بايد به تاييد مدير گروه اموزش و رياست  دانشكده ميرسيد . با تمام مشكلات احتمالي كه ميدادم  تاييده رو گرفتم و جالبتر اينكه اولين كساني كه تو كلاس اومدن  مدير اموزش و ريس دانشگاه بودند

حساب كنيد  تو مسنجر يه روم ساختين و بايد هم مديريت كنين كه كي بياد تو روم و غريبه ها نيان و  دعوتش كنيد و اينترنت هم قطع نشه و برا اينكه همه رو درگير كنيد مرتب يه موضوع رو بزارين  وسط ( مثلا وبلاگ سازي )  و از همه بخواين كه گفتمان داشته و باشند و سوال كنيد و نتايج تحقيق رو بگين ...

يهويي يكي دو تا  دانشجو كه اصلا كامپيوتر بلد نيستند و درس رو تو ترم اخر گرفتن   و شماره تلفنتونو هم از دفتر تلفن  دانشگاه كش رفتن و مرتب زنگ ميزنن ما كجا بيايم ؛ ياهوو  ؛ به اينترنت چطوري وصل شيم ؛  موسمون كار نميكنه چيكار كنيم و ...

ولي با تمام  مشكلات كلاس هاي جالبي بود . بعدا كه نرم افزارهاي خاص اين كلاسها رو پيدا كردم كلي حصرت خوردم چرا زمان ما اينا نبود و چقدر سخت بود درس دادن ( قابل توجه دانشجويان امروزي )

دو سه ترم كه اونجا بودم اين كلاس مجازي بعلت نداشتن محدوديت مكاني هيچ وقت پر نميشد و جزو تنها كلاسي بود كه از تمام ورودي ها دانشجو داشت . يادش بخير

بگذريم 

مي گفتم كه اين كلاس رو خوشم اومد و زنگ زدم به دفترشون برا ي گرفتن اطلاعات بيشتر كه از انطرف تلفن اعلام شد كه  هزينه اين كلاسها  كلا حدود دو ميليون تومنه  ولي اگر رزومه خوبي داشته باشين ميتونين تخفيف هم بگيرين . 

و در نهايت بنده با  يه ميليون تومن تخفيف از ديروز شدم دانشجو.  

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 17:37  توسط   | 

رها خانوم

يك عكس از رها خانوم


http://gallery.pconline.ir/Picture-9350

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 17:40  توسط   |